تحقيق در مورد امام خميني(ره) و روابط بين الملل

تحقيق در مورد امام خميني(ره) و روابط بين الملل

… دانلود …

تحقيق در مورد امام خميني(ره) و روابط بين الملل دارای 15 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقيق در مورد امام خميني(ره) و روابط بين الملل کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقيق در مورد امام خميني(ره) و روابط بين الملل،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقيق در مورد امام خميني(ره) و روابط بين الملل :

بی تردید اندیشه حكومت دینی و
بنیان گذاری نظام جمهوری اسلامی در
ایران از سوی امام خمینی(قده) رویكرد ِ
جدیدی را به دین به همراه داشت. موج
جدید نگاه به دین از یك سو افق های
روشنی را از منظر تفكر و خردورزی دینی
نوید می داد, و از سوی دیگر, دل نگرانی
و دغدغه های خاطر ایجاد می كرد.

دل نگرانی از این كه رویكرد ِجدید به دین
از سر شوق زدگی به نظریه پردازی
شتاب زده در معارف و حقایق دین بپردازد
و با چشم پوشی از تمام ابعاد دین و

جامعیت آن آرا و دیدگاه های یك بُعدی و
متغیّر را جایگزین دیدگاه های جامع و
ثابت اصول و معارف دین كند.
و افق های روشن و امیدهای تازه به
این كه رویكرد ِنو به دین و حكومت دینی
سمت وسوی تحلیل منطقی و پژوهشی و

|98|
ماهیت دین شناسانه داشته و با جامع نگری
همراه باشد; روی كردی كه با انگیزه,
بازشناسی آموزه های دینی با توجه به
تحولات بنیادین شرایط زندگی اجتماعی,
فرهنگی, سیاسی انسان و با توجه به دو
اصل خاتمیت اسلام و جهان شمولی آن
باشد كه در این صورت رویكردی مبارك

بوده و شاهد نمودی دیگر از ورود تفكر و
اندیشه دینی در عرصه های جهانی دین و
فرهنگ خواهیم بود.
البته آن چه تا هم اكنون با این ماهیّت
و انگیزه انجام یافته بسیار درخشان و از
برجستگی های ِتاریخ دین پژوهی به شمار

می رود. با ارج نهادن به تمامی گام ها و
پژوهش های ارزنده ای كه در این مقوله
انجام یافته است و یا در حال انجام است,
به نظر می رسد هم چنان اولویت ها و
محورهایی با زمینه و نیاز كامل به پژوهش
وجود دارد كه بایسته است از نگاه
پژوهش گران و صاحب نظران دور نماند كه
در این جا به مواردی هر چند كوتاه و
فشرده اشاره می كنیم:
1 تحلیل ماهیت حكومت دینی و
جایگاه و نسبت آن با مجموعه دین; 2 نسبت و رابطه فلسفه دین با فلسفه
حكومت دینی;
3 حوزه های ورود و نوع ورود
حكومت دینی در حریم های فرد و جامعه;
4 تأثیرگذاری حكومت دینی
بنابر مبنای اولی بودن حكومت درمحدوده
قوانین و احكام دیگر;
5 تأثیرگذاری حكومت بنابر مبنای
ثانوی بودن در محدوده های قوانین و
احكام دیگر;

6 نوع و ماهیت روابط حكومت
دینی با جهان خارج از مرزهای جغرافی
خود.
این محورها برخی از بایسته های
تحلیل نظریه حكومتی دینی است كه نه تنها
برای اثبات و تبیین برخی ابعاد احكام
اجتماعی, سیاسی اسلام روشن گر است
بلكه خود پاسخی به برخی شبهه افكنی ها
در عرصه اندیشه و تفكر حكومت دینی

این نوشتار پیش درآمدی است كوتاه
در محور “امام خمینی و روابط بین الملل”;
به دیگر سخن روابط بین المللی حكومت
اسلامی از منظر امام خمینی كه با توجه به

|99|
اهمیت و گستره موضوع آن, امید است
این مقال كوتاه زمینه ساز تحلیلی جامع و
كامل گردد.
روابط یك كشور با جهان خارج از

مرزهای جغرافیایی خود از منظرهای
متفاوتی مورد توجه قرار می گیرد: گاهی
مدیریت سیاسی یك كشور از منظر
ارتباطات خاصی, سیاسی و دیپلماتیك به
رابطه با كشورهای دیگر می نگرد. و این
نگاه فلسفه روابط را هم مشخص می كند,

و گاهی چشم انداز روابط یك كشور با
كشورهای دیگر را تحولات, نیاز و شرایط
اقتصادی ترسیم می كند و گاهی هم نگاه
پیوند به اردوهای قدرت و سلطه های
منطقه ای, جهانی, آنچه در همه نگاه ها به

روابط بین المللی یك كشور مشترك است
تفكر حاكم بر مدیریت سیاسی جامعه
است.
از آن جا كه ماهیت حكومت دینی از
اصول و مبانی دینی شكل می پذیرد به كلام
امام خمینی در بیان آن می نگریم, امام در
بیان مبانی تفكر حاكم بر مدیریت سیاسی
در حكومت اسلامی می فرمایند:
“الف: حكومت اسلامی به آن طوری كه خدای تبارك و تعالی مقرّر
فرموده, شرایط حاكم را شرایط
مأمورین دولت را, كیفیت حكومت

را, آن طوری كه در اسلام مقرّر
است, همان طوری كه در صدر اسلام
بود. [1]
ب: حكومت اسلامی مشروطه است
از این جهت كه حكومت كنندگان در
اجرا و اداره مقید به یك مجموعه
شرط هستند كه باید رعایت و اجرا
شود, از این جهت حكومت اسلامی

حكومت قانون الهی بر مردم است. [2]
ج: روابطی را كه هر فرد بشر با
خداوند دارد, روابطی را كه هر فرد
بشر با پیغمبر اسلام(ص) دارد, با
حكومت دارد, روابطی را كه هر فرد

با فرد دیگر باید داشته باشد, روابطی
را كه هر فرد با غیر ملت خودش باید
داشته باشد, كلیه روابطی را كه امكان
دارد بین یك فرد بشر با افراد دیگر بشر
یا جوامع بشری باشد در اسلام مطرح
است و حكم دارد. [3]
د: بنابراین ما یك كتابی داریم كه
مصالح شخصی, مصالح اجتماعی,

|100|
مصالح سیاسی, كشورداری و همه
چیزها در آن هست, البته با آن
تفسیرهایی كه از اهل تفسیر وارد شده
است. [4]”>
دراین فرازها از كلام امام اصول

حاكم بر مدیریت سیاسی, قوانین, ضوابط
در تمامی ابعاد حكومت اسلامی از جمله
روابط بین المللی حكومت اسلامی ترسیم
شده است.
روابط بین المللی به شكل كنونی, در
دوران صدر اسلام ابعاد و شكل دیگری
داشته است و با عنوان روابط مسلمانان با
غیر مسلمانان شناخته می شود.
البته نگاه به این موضوع می تواند نگاه
تاریخی به روابط باشد كه در آن صورت
عوامل و فراز و نشیب آن روابط از آغاز
تاكنون بررسی و تحلیل می شود و

می تواند نگاه به اصول و مبانی رفتاری
روابط مسلمانان با غیرمسلمانان و در این جا
نگاه به روابط را براساس احكام اسلام و
اصول آن بررسی می كنیم.
مسئله روابط مسلمانان با غیر مسلمانان
از جمله موضوعات خاصی است كه در
قرآن مجید با عناوین مختلفی چون: شركت در مجالس كافران, دوستی با
كافران, هم رازی با كافران, ازدواج با
كافران و… مورد توجه قرار گرفته است.

دیدگاه قرآن نسبت به روابط با غیر مسلمانان
چون دیگر دیدگاهای این كتاب جامع
آسمانی به پدیده ها و حقایق فردی و
اجتماعی همه جانبه, جامع و بنیادی
است, تا آن جا كه حتی در این مسئله به
ظاهر ساده, انگیزه های انسانی, عاطفی,
اجتماعی, سیاسی از نظر دور نمانده
است.
با توجه به تعدّد آیات و نیاز گسترده به
تفسیر تحلیلی نسبت به عناوین و موضوعات
بررسی شده در آیات در این مقام فقط
اشاره ای كوتاه و گویا به پیام نخستین آیات
قرآن در موضوع می كنیم.

قرآن و روابط عاطفی با خویشاوندان كافر

“یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا اباءكم و
اخوانكم اولیاء ان استحبوا الكفر علی
الایمان…; [5] ای كسانی كه ایمان
آورده اید, اگر پدرانتان و برادرانتان
كفر را بر ایمان ترجیح دهند [آنان را]

|101|
به دوستی مگیرید.”
“لاتجد قوما یؤمنون بالله والیوم الاخر
یُوادّون مَن حادّ الله ورسوله ولو كانوا
آباءهم أو… [6]; قومی را نیابی كه به
خدا و روز باز پسین ایمان داشته
باشند [و] كسانی را كه با خدا و
رسولش مخالفت كرده اند ـ هر چند
پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان
یا عشیره آنـان باشنـد ـ دوسـت
بدارند….”>
در این آیات قرآن مجید مسلمانان را
از دوستی و روابط دوستانه با خویشاوندان
كافر نهی می كند. تفاوت دو خطاب و
توجه به زمان و شرایط ِنزول قابل تأمل
است.

روشن است كه دوستی ِنامطلوب و
نهی شده در این آیات, حالت و وصف
قائم به نفس ـ كه خارج از اختیار انسان

است ـ نیست, بلكه آن رابطه دوستانه و
محبتی مورد نكوهش قرار گرفته كه بر
محبّت ایجاد شده از منشأ ایمان به خدا و به
پیامبر(ص) غلبه كند و بر رفتار اسلامی و
عقاید آنان تأثیرگذار باشد; چنان كه در آیه
دیگر اشاره می فرماید: “قل ان كان اباؤكم و ابناءكم و
اخوانكم و ازواجكم و عشیرتكم و
اموال اقترفتموها و تجاره تخشون
كسادها و مسكن ترضونها احب الیكم
من الله و رسوله…; [7] بگو:اگر پدران
و پسران و برادران و زنان و خاندان
شما و اموالی كه گرد آورده اید و

تجارتی كه از كسادش بیمناك اید و
سراهایی كه خوش می دارید, نزد
شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه
وی دوست داشتنی تر است, پس
منتظر باشید تا خدا فرمانش را [به
اجرا در] آورد.”>

توجه به شرایط عمومی مسلمانان
دوران صدر اسلام كه برخی از خویشاوندان
آنان “پدران, فرزندان, برادران و همسران”>
هم چنان كافر بوده و در جمع مخالف
مسلمانان شركت داشتند و مسلمانان با آنان
ألفت دیرینه خویش را حفظ نموده بودند,
در زمان هجرت و دوری خویشاوندان
نوعی دل نگرانی پنهان آنان را احاطه كرده
و چه بسا ظهور نموده اند اعلام خطر و نوع

بیان قرآن مجید بسیار لطیف است كه
چگونه نسبت به تأثیرگذاری این نوع

|102|
عواطف بر عقاید و اندیشه های دینی
حساسیت نشان می دهد.

قرآن و روابط دوستانه با كافران

“لایتخذ المؤمنون الكافرین اولیاء من
دون المؤمنین… [8]; مؤمنان نباید
كافران را ـ به جای مؤمنان ـ به دوستی
بگیرند, و هر كه چنین كند, در هیچ
چیز [ او را] از [دوستی] خدا

[بهره ای] نیست, مگر این كه از آنان
نوعی تقیّه كند.”>
“یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا الكافرین
اولیاء من دون المؤمنین أتریدون ان تجعلوا
لله علیكم سلطانا مبیناً; [9] ای كسانی
كه ایمان آورده اید, به جای مؤمنان,

كافران را به دوستی خود مگیرید….”>
در این آیات, نهی الهی به نوعی
خاص از رابطه دوستانه با كافران تعلق
گرفته است و آن رابطه با كافران كه به جای
رابطه با مسلمانان باشد. چه این كه
معاشرت و دوستی با كافران بدون توجه و
با چشم پوشی از دوستی با مسلمانان به
مفهوم ورود به جمع و مجموعه كافران و

خالی گذاردن مجموعه مسلمانان است كه طبعا آثار خاصی به همراه دارد و ابتدایی ترین
آن آسیب پذیر شدن روح جمعی مسلمانان
و اظهار توان مندی ِظاهری از ناحیه كافران
و ایجاد خلل بر پیوند اجتماعی و عاطفی
مسلمانان است; اگرچه این نوع رابطه,

انگیزه خاصِ دوستانه داشته باشد.

قرآن و روابط اجتماعی با كافران

از آن جا كه روابط اجتماعی شكل ها و
گونه های متفاوتی داشته و دارد قرآن مجید
به نمونه های برجسته ای از آن اشاره نموده
است:

الف ـ شركت در مجالس كافران:

آمیختگی زندگانی مسلمانان با غیر
مسلمانان در شهرهای مكه و مدینه, وجود
قبیله ها و طایفه هایی از غیر مسلمانان,

مسلمانان و… نوعی زندگی جمعی و
روابط فشرده اجتماعی, فرهنگی, سیاسی
ضروری و طبیعی بین مسلمانان و غیر مسلمانان
ایجاد كرده بود. در این شرایط, حضور
مسلمانان در اجتماعات كافران به مفهوم
تصمیم و اراده مسلمانان برای شركت و
همراهی با كافران نبوده است. با این

|103|
وصف, قرآن كریم این شرایط را از نظر
دور نداشته و با جداسازی و تفكیك آن به
نقطه خاصی از این آمیختگی در روابط
اجتماعی مسلمانان اشاره می فرماید:
“وقد نزّل علیكم فی الكتب ان اذا
سمعتم آیات الله یكفر بها و یستهزأ بها
فلاتقعدوا معهم حتّی یخوضوا فی

حدیث غیره, انكم اذا مثلهم…; [10] و
البته [خدا] در كتاب [قرآن] بر شما
نازل كرده كه: هرگاه شنیدید آیات
خدا مورد انكار و ریشخند قرار
می گیرد, با آنان منشینید تا به سخنی
غیر از آن در آیند, چرا كه در این
صورت شما هم مثل آنان خواهید
بود….”>

قرآن مجید با بیانی شگفت و حكیمانه
تأثیر گذاری تلاش فرهنگی تبلیغاتی كافران
را از نظر دور نداشته و برای در امان ماندن
مسلمانان دستوری صریح و قاطع
می فرماید. البته تعیین زمان و ملاك حكم
را بیان نموده تا در آن شرایط زندگی
مسلمانان در عسر و حرج قرار نگیرد.

ب ـ هم رازی باكافران:

“یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا بطانه من
دونكم لایألونكم خبالا…; [11] ای كسانی
كه ایمان آورده اید, از غیر خودتان,
[دوست و] هم راز مگیرید [آنان] از
هیچ نابكاری در حق شما كوتاهی
نمی ورزند. آرزو دارند كه در رنج

رابطه همرازی با كافران با انواع دیگر
رابطه با كافران تفاوت های روشنی دارد كه
صورت پنهانی و اعلام نشده آن بخشی از
تفاوت ها است. با توجه به شأن نزول آیه
شریفه این نوع رابطه پنهانی و اطلاعاتی با
كافران نهی شده است اگرچه ماهیت
جاسوسی و خیانت نداشته باشد.

ج ـ ازدواج با كافران:

“ولاتنكحوا المشركات حتی یؤمن
ولامه مؤمنه خیر من مشركه ولو
اعجبتكم, ولاتنكحوا المشركین حتی
یؤمنوا و لعبد مؤمن خیر من مشرك ولو
اعجبكم; [12] و با زنان مشرك ازدواج
نكنید, تا ایمان بیاورند, قطعاً كنیز با
ایمان بهتر از زن مشرك است هر چند

|104|
[زیبایی] او شما را به شگفت آورد, و
به مردان مشرك زن مدهید تا ایمان
بیاورند. قطعاً برده با ایمان بهتر از
مرد آزاد مشرك است, هر چند شما را
به شگفت آورد. آنان [شما را] به
سوی آتش فرا می خوانند و خدا به
فرمان خود, [شما را] به سوی بهشت
و آمرزش می خواند.”>
از مواردی كه دین برای پیروان خود
جایگاه و منزلت خاصی قائل می شود و به
صورت كنایی این منزلت را به مؤمنان
یادآور شده مسئله ازدواج مسلمانان با

كافران است تعبیر “خیرٌ من مشركه” و
“خیرٌ من مشرك” در آیه شریفه است.
اگرچه این تعبیر معنای كنایی حكمی داشته
و انشای حكم می باشد, اما به زبان بیان
مصلحت و با حكمت حكم برای مؤمنان و
توجه دادن به رعایت مصالح در روابط
حقوقی و اجتماعی و این روش در عموم
مسائل عرفی و جاری زندگی كه دین برای
آن دستور و برنامه دارد جاری است چه به

صورت عام و چه خاص و این روش بیان
مصلحت اگرچه حكم در مقام ثبوت ملاك
و حكمت دیگری هم داشته باشد اما در مقام اثبات موجب می گردد مسلمانان
آگاهانه رفتار اجتماعی خود را با احكام و
مصالح تبیین شده از سوی دین تطبیق
كنند.

احسان به كافران

“لاینهیكم الله عن الذین لم یقاتلوكم
فی الدین ولم یخرجوكم من دیاركم
ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله
یحب المقسطین; [13] [امّا] خدا شما
را از كسانی كه در [كار] دین با شما
نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون
نكرده اند, باز نمی دارد كه با آنان
نیكی كنید و با ایشان عدالت ورزید,
زیرا خدا دادگران را دوست
می دارد.”>
جداسازی كافران محارب و در حال
جنگ از كافران دیگر و توجه به ارزش های

انسانی و برجسته نمودن ارزش عدالت
ـ حتی در حق غیرخودی ها ـ در این بخش
از روابط مسلمانان با غیر مسلمانان پیام
صریح و روشن این آیه شریفه است. از
برجستگی های دیدگاه های قرآن به مسائل
و موضوعات چند بعدی این كه

|105|
موضوعات را اندام واره می بیند, اما در
همان حال از پیوند اجزای آن در تركیب
دیگر و در شرایط دیگر غفلت نمی كند و
برای آن شرایط هم نظر و حكم می دهد.

قرآن و دفاع در برابر كافران

“انما ینهیكم الله عن الذین قاتلوكم
فی الدین و أخرجوكم من دیاركم…; [14]
فقط خدا شما را از دوستی با كسانی
باز می دارد كه در [كار] دین با شما

جنگ كرده و شما را از خانه هایتان
بیرون رانده و در بیرون راندتان با
یكدیگر همنشینی كرده اند, و هر كس
آنان را به دوستی گیرد, آنان همان
ستمگران اند.”>
دیدگاه دین به مسائل و موضوعات
حقوقی بسیار دقیق و حساس است.
طبقه بندی حقوق و تعیین و مشخص
نمودن حقوق خدا, حقوق انبیا, حقوق
انسان ها, با تعیین اولویت, تعیین روش
اثبات و دریافت حقوق, جایگاه و منزلت
حقوق را در اندیشه دینی مشخص
می كند. دین آن گاه كه به حقوق انسان ها

می نگرد. آن چنان كه در تعیین حدود آن نظر می دهد, به لزوم اثبات و دریافت
حقوق هم توجه می كند تا آن جا كه از
فروگذاری و فراموشی حقوق هم
نمی گذرد نگاهی به احكام و ظرافت های
فقهی در كتاب قضاوت, احكام فقهی
جهاد, ارزش گذاری دین به حیثیات و

آبروی انسان ها و مسائلی چون غیبت,
تهمت و توبه از غیب و تهمت بخشی از
نمودهای توجه خاص دین به حقوق
اجتماعی, و حقوق انسانی است.
از ریزنگری های دین در حقوق,
دیدگاه های دین در تزاحم حقوق است,

تزاحم حقوق خدا با حقوق پدر, مادر,
تزاحم حقوق جامعه با حقوق فرد.
در آیه شریفه حق دفاع در برابر
متجاوزان مانع از احسان و دوستی [كه حق

مشخص هر انسانی است] به متجاوزان
بیان گردیده و بسیار ظریف است, بخش
آیه كه می فرماید دوستان متجاوز همان
ستمگران اند از این آیات ـ كه بخشی
از اصول بیان شده در موضوع رابطه با
غیر مسلمانان می باشد ـ این نكات استفاده
می شود:
1 مسلمانان از روابط دوستانه و

|106|
دوستی با كافران تا آن جا كه بر محبت
ایمانی مسلمانان و بر عقاید و اندیشه های
مورد پذیرش آنان تأثیرگذارد منع شده اند;
2 مسلمانان از رابطه پنهانی و
اطلاعاتی با كافران حتی با انگیزه عاطفی

منع شده اند;
3 مسلمانان از شركت در مجالس
كافران كه با هدف استهزای احكام اسلام
برگزار می شود تا زمانی كه مجلس كافران
در این سمت و سوی قرار دارد منع
شده اند;
4 در صورت تقیه حكم روابط
مسلمانان با غیر مسلمانان تابع شرایط
جدید است;
5 كافران طرف رابطه و موضوع
احكام, روابط كافران در حال جنگ, در
زمان جنگ و شرایط جنگی می باشند و
كافران غیر محارب از موضوع استثنا
شده اند و شمول اهل كتاب در برخی
احكام قابل بررسی است.
روابط مسلمانان ِدوران صدر اسلام
در شهر مدینه با غیر مسلمانان و نوع
آمیختگی زندگانی آن ها با قبیله های دیگر
مثل یهود بنی نضیر, بنی قریظه و… با روابط جاری مسلمانان با غیر مسلمانان
تفاوت های بسیار دارد اگرچه در برخی از
جهات شباهت نیز وجود دارد.
آن چه اكنون به عنوان روابط
بین المللی شناخته می شود ماهیتی

مستقل و بسیار پیچیده یافته است اگرچه
روابط عاطفی كه در دوران صدر اسلام
بین مسلمانان و غیر مسلمانان قهری و
غیر ارادی می نمود امروز كمتر وجود
دارد اما روابط فرهنگی, اقتصادی به

شكلی گسترده اما بسیار طبیعی و در
برخی موارد قهری و غیرقابل جداسازی
گردیده است.
مشخصه های روابط بین المللی در
جهان امروز باید شناخته شود تا بتوان
نسبت به آن از منظر دین داوری كرد.

مشخصه های روابط بین المللی

1) روابط بین المللی هم اكنون از مرحله
لازم حكومت عبور كرده و از اركان و
مصالح اداره جامعه و مدیریت سیاسی
گردیده است. تا آن جا كه حتی تصویر
ذهنی از اداره نظام اجتماعی, سیاسی,
بدون رابطه با جهان خارج غیرممكن و یا

نوشته شده در دسته‌بندی نشده توسط admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها.